پست قبلی انگار فضای ذهن خیی از دوستان رو آشفته کرده... از این بابت عذر می خوام.. حلال کنید... آدمیزاده و هزار گونه بی ظرفیتی...
چیز مهمی نیست.. یه بیماری کنترل شده که انشالله کمرشو به خاک می سابونم... روزگاره دیگه ... تا جایی که دستش بیاد انگشت می کنه تو چشم آدم...
فقط خواهشاْ به روم نیارید این مزخرفات وبلاگو... در ضمن خوشم نمیاد نوشته های اینجا واسه کسانی غیر از خواننده هاش نقل بشه... (قابل توجه شما دوست و اخوی عزیز... سوالی داری از خودم بپرس... دیگه باید فهمیده باشی من و اون دوست دوران دانشجویی یه مدتیه که ارتباط چندانی با هم نداریم....)