تبليغاتX
سایه ی جنون - انتخاب دهمین رئیس جمهور؛‌ جبران گذشته یا تأمین آینده!؟

تب انتخابات روز به روز بیشتر می شود و حرارت انتخاباتی به حد اعلای خود نزدیک می­شود. در این میان بازار گمانه زنی­های انتخاباتی هم داغ است. طرفداران کاندیداها با التهاب آمارهای نظرسنجی­ها را دنبال می کنند و با جدیدترین ابزار رسانه­ای دم دستی­شان -که همان موبایل و تکنیک اس ام اس باشد- یکدیگر را از چند و چون حدسیات مطلع می­کنند.

رقابت تنگاتنگی است انگار. چهار کاندیدا با چهار طرز فکر و عملاً از دو جناح معروف سیاسی کشور یکدیگر را نقد می­کنند و به اثبات خود مشغولند. این رقابت هم­فکر و هم­جناح نمی شناسد. بازی سیاست است دیگر. یکی پیروز میدان است و سه تن بازنده. باید تلاش کرد. باید خواند و باید گفت و باید شنید و باید نقد کرد. باید با حقایق روبرو شد و باید بهترین را انتخاب کرد.

محمود احمدی­نژاد؛ کارنامۀ مشخصی دارد و طرفدارانی خاص. چهارسال بر بالاترین مسند اجرایی کشور تکیه داشته و عملکردش مشهور خاص و عام است. یا همفکرش هستی که منتخب توست و یا منتقدش که آنوقت باید سراغ گزینه­ای دیگر بروی.

محسن رضایی؛ کارنامۀ چندان گویایی در سمت­های اجرایی ندارد، مرد جنگ است و مستعفی سپاه و ظاهراً از جناح اصولگرایان. اما نه چندان هم­فکر احمدی­نژاد –چه اینکه خوب می­داند ادعای همفکری با این مرد سیاست، چندان هم رأی آور نیست-. طرفداران خاصی دارد. یا نظامی و یا همشهری و یا نا امید از کاندیداهایِ دیگرِ جریان اصولگرایی.


مهدی کروبی؛ چرۀ نام آشنایی است برای آنان که در دوره­های اخیر انتخابات ریاست جمهوری، کاندیداها را دنبال کرده­اند. مرد پر سر و صدا و کم حوصلۀ اصلاح­طلب، با برنامه­های طول و دراز و دور و بری شلوغ. نرخ ماهانۀ هر ایرانی بالای 18 سال را این دوره بالاتر برده و از 50 هزار تومان به 70 هزار تومان رسانده و برای حرف­های خود مدعی توجیه­های علمی و کارشناسی است!

و در نهایت میرحسین موسوی؛ 20 سال سکوتش معروف است. اشتباه نکنید، کتابی با این عنوان ننوشته. بلکه این آتویی است که دست مخالفان دارد. آتویی که گه­گاه به جای برگ برنده هم کاربرد پیدا می­کند. نخست وزیر دوران جنگ بوده و کنترل جریان اقتصاد در آن دوره، شاهکاری است که به آن می­نازد. دستی در عالم هنر دارد و نگاهی به عالم اقتصاد و گوشه چشمی هم به دنیای پر رمز و راز سیاست. چهرۀ گردگرفته اش صبور می­نماید و چین­های پیشانی اش نوید ایستادگی می­دهند. گرد و خاکی به پا کرده این روزها در زمین سله بستۀ انتخابات.

این چهار مرد، رجلان سیاسی هستند که مدعیانه پا به عرصۀ انتخابات گذاشته­اند و هر کدام جداگانه دستی به سوی ما دراز کرده­اند تا بدهیم و بسازند چهار سال از تاریخ این سرزمین را. تاریخی که این اواخر شدیداً دست­خوش امواج عدم ثبات شده و خسته و زار چشم به راه مردی است که گفته­اند می­آید. مردی که ما قرار است بیاوریم برایش تا بسازد برایمان.

هر کدام از این مجموعه­ها شاید خوب باشند در جایگاه خودشان اما قطعاً یکی بهترین است. یکی که بهترین برنامه و توان و تجربه را برای درمان زخم­های اقتصاد و اجتماع و فرهنگ این مملکت داشته باشد. و این مستلزم داشتن تجربه و برخورداری از شم سیاسی است. و این نکته­ای است که متأسفانه ما ایرانیان در انتخاب­های اخیرمان انگار از نظر دور نگه داشته­ایم و برای به دست آوردن چهره­های جدید آن را قربانی کرده­ایم. اتفاقی که در انتخابات گذشتۀ ریاست جمهوری در حد اعلای خود به وقوع پیوست و چهار سال پر تلاطم و سخت را برای این سرزمین به ارمغان آورد. چهار سالی که جبران کردنش کار چندان ساده ای نیست و از دست هر کسی بر نمی­آید.

انتخاب اشتباه گذشتۀ ما، کار حال ما را سخت کرده و آینده­مان را به خطر انداخته است . حال ما باید کسی را انتخاب کنیم که نه تنها برنامه­هایی قوی برای تأمین آینده­مان داشته باشد، بلکه تلاش­هایی سخت برای جبران گذشته­مان نیز بکند. گذشته­ای که هرچند گذشت، اما جبران اثرات مخربش بر آینده کاری چندان ساده نیست.

چهار طرز فکر و چهار راه­کار و چهار گروه مقابل ما چیده شده­ است که یکی از آنها را باید بر مسند بنشانیم و دست به کار جبران گذشته و تأمین آینده ببینیمش. پیدا کردن اینکه کدام گزینه برخوردار از این توانایی است اتفاق سهل و ممتنعی است. ممتنع از آن جهت که انتخاب در این شرایط دشوار داخلی و خارجی که به راه رفتن بر لبۀ تیغ می­ماند بسیار سخت است. آن هم از میان گزینه­هایی که شعارهایی شبیه به هم دارند و اعمالی کمی دور از نظر. و سهل از آن جهت که با دقت و تمرکزی اندک بر سابقه و شعارها و پیرامون کاندیداها به راحتی می­توان فهمید که در این میان، فقط یکی از آنهاست که در کارنامۀ خود تجربۀ کنترل مملکت در شرایطی بحران زده و جنگی -آن هم به گفتۀ اغلب کارشناسان به بهترین نحو- را دارد. ادارۀ امور اقتصادی و سیاسی و فرهنگی یک مملکت، در شرایط بحران و جنگ، تیزبینی و درایتی خاص را می­طلبد که هرکسی از آن برخوردار نیست. تیزبینی و درایتی که در کارنامۀ مهندس میرحسین موسوی در ادارۀ امور مملکتی در هشت سال جنگ بسیار مشهود است و در شرایط فعلی بسیار به کار ما می­آید و می­تواند او را تبدیل به همان مهره­ای بکند که توان جبران گذشته و تأمین آینده را داشته باشد.

ناگفته پیداست که با وجود آزمون و خطاهای گذشته، هنوز هم انتخاب حق ماست و انتخاب بهترین گزینه وظیفۀ ما. شاید این آخرین فرصت جبران باشد.
+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388ساعت 17:9 توسط شیدا(معصومه) |